Deprecated: iconv_set_encoding(): Use of iconv.internal_encoding is deprecated in /home/rifrsoci/public_html/libraries/joomla/string/string.php on line 28

Deprecated: iconv_set_encoding(): Use of iconv.input_encoding is deprecated in /home/rifrsoci/public_html/libraries/joomla/string/string.php on line 29

Deprecated: iconv_set_encoding(): Use of iconv.output_encoding is deprecated in /home/rifrsoci/public_html/libraries/joomla/string/string.php on line 30
تحلیلی بر مدیریت جنگلهای زاگرس و ارائه راهکارهایی با تکیه بر جوامع محلی

انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

دانلود خبرنامه شماره 40 انجمن

خبرنامه شماره 40

دانلود خبرنامه شماره 39 انجمن

خبرنامه شماره 39

دانلود خبرنامه شماره 38 انجمن

دانلود خبرنامه

 

 

شایان ذکر است که مقالات همکارانی که در سایت انجمن منتشر می شود الزاما به مفهوم نظر انجمن نیست و دوستان میتوانند نظرات تکمیلی و یا نقد بر این نظرات را در بخش «نوشتن دیدگاه» در انتهای مقالات داشته باشند.

 

 

تحلیلی بر مدیریت جنگلهای زاگرس و ارائه راهکارهایی با تکیه بر جوامع محلی
محمد فتاحی
استادیار بازنشسته موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

این از خردمندی انسان است که بداند بقای خود را از توحش تا مدنیت چگونه دوام و قوام بخشیده است و چه راههایی را برای استمرار و بقای آن باید برگزینند؟
مقدمه:
با نگاهی گذرا به ارزش ریالی جنگلها و مراتع کشور، گسسته شدن قاعده هرمهای اکولوژیک یا زنجیره های غذایی و با این واقعیت، که در یک اکوسیستم پایدار مجموعه ای از عواملی چون پوششهای گیاهی، خاک، آب، حیات وحش و سایر میکروارگانیسمها در شرایط نسبتا نرمال به سر می برند،بر کسی پوشیده نیست . ولی با تسلط و حضور بیش ازحد جمعیت های انسانی، به عنوان مهمترین عامل تغییر دهنده، بخشی از ساختار اکوسیستمها را تغییر داده و با این تغییرات پیوسته و ممتد در طی قرنها و به ویژه در صده اخیر بخشی از گونه های گیاهی و جانوری کاهش و یا رو به انقراض رفته اند. ادامه این روند خاک و منابع آب را هم تحت تاثیر قرار داده، به طوری که امروز با فرسایش، نشست ، جابجایی ، کاهش حاصلخیزی خاکها، کاهش منابع آبی و کاهش اثرات مثبت پوشش های گیاهی و منافع بهره برداران در سطح کشور مواجه شده است.
در این تحلیل بیشتر به شرایط نیم قرن اخیر و پیامدهای ناگوارآن، که در محافل داخلی به موضوع بحث روز تبدیل شده می پردازد. تا بار دیگر با استراتژی بهینه منابع و هنر انتخاب کردن و کنارگذاشتن بعضی از طرحها و پروژه ها، بتوان روند نزولی را به سمت تعادل هدایت کرد.
بنابراین با ذکر مهمترین مسایل و مشکلات دستگاهها و بخشهای ذیرط و تاثیر گذار، پیامدها و بحرانهایی که به بار آورده، پرداخته میگردد. معتقدیم که در شرایط فعلی با یک نسخه واحد نمی توان همانند دیروز اقدام کرد. چون کشورما دارای مناطق رویشی متفاوت است. همزمان باید در ساختار تشکیلاتهای موثر مانند اجرا آموزش و تحقیقات ، طراحیها ی نو ویا اگر قرار است بازهم از بخش خصوصی استفاده کرد باید تجدید نظر به عمل اید. چون سرنوشتی که امروزه گریبانگیر منابع طبیعی کشور شده، برایند ضعفها و ندانم کارهای مجموعه تاثیر گذاربرآن، اتفاق افتاده است.
طبیعی است که در وضعیت فعلی، شرايط حاكم بر منابع طبيعي روندی نزولی را می پیماید، و در صورتی که این روند همچنان ادامه یابد، این امکان وجود دارد که، حیات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور را نشانه رود. پیامدهای ناشی از این نوع بهره کشی های لجام گسیخته، بحرانهای موجود را تشدید ومقابله با آن، اگر نگوییم، درحال حاضرمشکل ساز گردیده، بلکه مبارزه با آن در اینده غیر ممکن است .
ارزش جنگلها و مراتع کشور
نگاهی کوتاه به، ارزش گذاري اكوسيستم هاي طبيعي ايران در گروه مشورتي تدوين راهبردها براي محيط هاي طبيعي ايران در اوایل دهه قبل، که در موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور انجام گرفته، نشان می دهد، كل ارزش اكوسيستم هاي ايران در هر سال بيش از 42 ميليارد دلار یا بیش از صد و سی هزار میلیارد (130/000/000/000/000) تومان ست، از اين ميزان بالغ بر 12 ميليارد دلار آن مربوط به ارزشهاي ناشي از فعاليتهاي انساني و بالغ بر 8/29 ميليارد دلار آن را فوايد زيست محيطي اين اكوسيستم ها تشكيل مي دهند. جهت قیاس می توان آنرا با منافع مادی چاههای نفت کشور،مقایسه کرد.
اما چون این منابع درگستره ای به وسعت کشور پراکنده هستند، و بصورت ممتد و دایمی مورد بهره برداری بی رویه قرار میگیرند، به نظرچندان ملموس نیستند .
علل عدم موفقیت های سازمان جنگلها و مراتع کشور:
سازمان جنگلها و مراتع کشور با توجه به مسئولیت قانونی که دارد، بیشتراز همه در مضان اتهام قرار گرفته است. ولی میدانید که با توجه به حجم گسترده منابع تحت اختیار، نه تنها دارای تشکیلاتی محدود و بسته ای بوده است ، بلکه همواره در طی چند دهه گذشته رابطه ها بر ضوابط حاکمیت داشته است. در چنین فضایی طبیعی است کار به کاردانها واگذار نشده است. از طرفی با اعتبارات کم وگاها قابل نوسان و گستره فوق العاده وسیع، بیش از 70% وسعت کشور ... همواره با نارساییهای فراوانی روبرو بوده است.
مهمترین علل عدم موفقیت ها، در دو بعد برون سازمانی و درون سازمانی، باید جستجو کرد.
 مهمترین دلایل برون سازمانی عبارتنداز: انتصاب مدیران در خارج از بدنه سازمان و یا اگر از بدنه سازمان بوده چندان کارایی نداشته است.، تشکیلات محدود و بسته با توجه گستردگی عرصه های منابع طبیعی با حداقل امکانات لازم، عدم حضور در هیات دولت برای بیان دیدگاهها و کسب امتیازات لازم، عدم توسعه نیافتگی در ابعاد اجتماعی و اقتصادی، عدم تغییرساختار دامداری و کشاورزی کم بازده و سنتی از گذشته دور تا به امروز، گستردگی روستاها در غالب مناطق جنگلی و روستایی، استفاده ازسوختهای چوبی و دامی در طی قرنها به دلیل عدم دسترسی به منابع سوخت فسیلی، وجود نارسایهایی در سیستم آموزشی در دانشکده های منابع طبیعی به ویژه در بعد از انقلاب اسلامی که عموما، کمیت جایگزین کیفیت را گرفته، تخریب منابع جنگلی و مرتعی جهت گسترش فعالیت هایی مانند واگذاریهای بی فایده منابع طبیعی به اشخاص حقیقی و حقوقی، جاده سازی، دکل های انتقال برق، خطوط انتقال گاز و نفت، سد سازی و انتقال اب، عدم توانایی در ارتباط مستمر و پویا با سایر بخش ها چه در درون وزارتخانه مربوطه تا سایروزارتخانه ها برای برون رفت از نارساییهای موجود، در ابعاد درون سازمانی می توان به بی توجهی به رکن اساسی حفاظت، هماهنگی بسیار محدود با مراکز تحقیقاتی و آموزشی، مصلحت اندیشی مدیران و توجه به طرحهایی که بارآوری مالی بیشتری داشته، عدم تبلیغاتهای مناسب در باره ارزشهای اجتماعی واقتصادی منابع طبیعی،، تکروی و خودمحوری با اتکا به اعتبارات دریافتی، عدم توانایی درمشارکت دادن بهره برداران و روشن کردن افکار عمومی .... بی توجهی به اصلاح و به روز رسانی قوانین، بکارگیری طرحهای جنگلداری با عناوین و القاب متفاوت بدون توجه به جوامع محلی، عدم توانایی در تعیین مرزهای منابع جنگلی و مرتعی از مستثنیات ساکنان و تهیه نقشه های کاملی از جنگلها و مراتع با توجه به تعاریف از پیش تعیین شده و اخذ اسناد مالکیت آنها، عدم توانایی مناسب در پیشگیری از تخلفات وزارتخانه ها و ارگانها، عدم امکانات لازم برای مبارزه با آتش سوزیها........
از همه بدتر نبود سیستم نظارت و ارزشیبابی برون سازمانی، عدم توانایی سازمان در بعد برون سازمانی، نارساییهای بخشی از قوانین حاکم بر این سازمان، تهیه طرحها
با همکاری بخش خصوصی با کتابچه های قطوری بااطلاعات جمع آوری شده بدون هر گونه کارایی .....
راه حلهای مناسب برای برون رفت :
 بهترین راهکار، همکاری هه جانبه بین بخش های مختلف وزارتخانه های سیستم اجرایی دولت است تا ساماندهی مناسبی را در مناطق فراهم نمایند. در این شرایط، سازمان برنامه و بودجه می تواند با هماهنگی نماینده دولت در استانها، این وظیفه خطیر را اجرایی نمایند.
بنابراین آنچه که در مشکلات منابع طبیعی کشور عنوان شد، همانند معادله چند مجهولی است، که برای حل آن، معادله را به دستان فردی که چندان با معادله های ریاضی ارتباطی ندارد، سپرده شده است. زیرا غالب مجهولات معادله با دستان متخصصین دیگر و از بخشهای دیگری از قوه مجریه قابل بازگشایی خواهند بود، نه دستان ناتوان سازمانی با درگیر بودن در عرصه ای معادل دو سوم سطح کشور
مهمترین عوامل کاهنده ( بحرانهای پیش رو در ) زاگرس:
مهمترین عوامل برهم زننده زاگرس در طی نیم قرن اخیر افزایش جمعیت های انسانی و دامی، استمرار دامداری و کشاورزی سنتی و کم بازده، بی توجهی دولتها به گسترش مناطق صنعتی و نیمه صنعتی، عدم توجه به رفع بیکاریهای آـشکار ونهان، نبود سرمایه گذاریهای اساسی و قابل توجه در مناطق زاگرسی.....
متاسفانه برنامه ریزان و مدیران مسئول غالبا به بهانه اینکه زاگرس دارای ساختاری دامداری و کشاورزی است و باید همچنان به روند حاکم بر این مناطق ادامه داد، بر مشکلات پیش آمده و روند نزولی زاگرس آگاهانه یا ناآگاهانه کمک کرده اند.
 در برنامه ریزی توسعه کشور در قبل از انقلاب اسلامی که توسط شرکت فرانسوی ستیران برای کل مناطق کشور را طراحی کرده بودند، مناطق مرزی زاگرس به عنوان مناطق حاشیه ای یا امن و بازدارنده قلمداد و در مقابل مناطق مرکزی به عنوان قطب صنعت و تجارت کشور ذکر شده بود. در حال حاضر، غالب این مناطق به مهمترین قطب های صنعتی کشور حتی در زمان جنگ تحمیلی تبدیل شده اند. در مقابل مناطق زاگرسی علی الرغم قرار گرفتن در خط مقدم جبهه و خسارات جانی و مالی فراوان، همچنان عقب مانده و به حاشیه رانده شده، باقی مانده است.
از طرفی زاگرس با توجه به زیباییهای متعدد می تواند به عنوان کانون اکوتوریسم کشور مبدل گردد. اما همه این تدابیر نیازمند زیرساختهای کامل و سرمایه گذاریهای کلان و تربیت نیروی انسانی ماهر و متبحری دارد که از عهده ساکنان آن بر نخواهد آمد.
پیامدهای عوامل تهدید کننده زاگرس :
 مهمترین عوامل تهدید کننده زاگرس عبارتنداز: ادامه خشکسالیها، کاهش یا کمبود منابع آبی، کم آب شدن یا خشک شدن دریاچه ها، تالابها، رودخانه ها، چشمه ها و انقراض بخش فراوانی از گونه های آبزیان داخل آنها، فرسایش، فرسودگی، کاهش حاصلخیزی، فشردگی و نشست منابع خاکی، بروز سیلهای خانمان برانداز، گسترش آفات و امراض گیاهی، انتشار ریزگردها درغالب مناطق غرب تا جنوب غربی زاگرس و بخشهایی از مناطق مرکزی کشور که ادامه و استمرارآن منجر به خشک شدن مناطقی از جنگلهای زاگرس در چندین استان زاگرسی گردیده، ، کاهش، انهدام و انقراض بعضی از گونه های گیاهی و جانوری، در حالیکه گونه هایی چون کبک، ببر، خرس، سنجاب، سمندر، قوچ، کل، بز، آهو .... که زمانی نمادی از حیات وحش زاگرس بودند، عموما از بهم خوردگیهای ناشی از بهره برداریهای نادرست در حال تهدید، انهدام یا انقراض قرار گرفته اند.
چنانکه در تاریخ مسعودی از خاطرات ظل السطان در خرم آباد ذکر شده است که : به کوه شاهان رفتیم با یکصدو پنجاه نفر و به قدر ده هزار تفنگچی خوب، چندین روز در کوه ماندیم به غیر از آنچه خورده و نیاوردیم به قدر هزار شکاراز قبیل قوچ، میش، بز،پازن، خرس و گراز شکار شد. این فراوانی حیات وحش در غالب نقاط زاگرس فراوان بودند، اما امروزه تعدادی از آنها انقراض یافته اند. ذکر این نمونه ها فراوان است و نشان میدهد که ساکنان این مناطق تا چه حد به منابع موجود وابسته بوده اند.ولی امروز ممکن است آثاری از آنها را در بعضی مناطق یافت.
نارساییهای بخش های آموزش و تحقیقات:
متاسفانه خطاها و مصلحت اندیشی ها فقط مختص بخش اجرا نبوده، بلکه در دانشکده های منابع طبیعی کشور و بخش تحقیقات آن، همواره با برتری نشان دادن کمیت بر کیفیت، پایان نامه های محدود، ادغام تشکیلات و کوچک تر کردن فضاهای تحقیقاتی و مشکلات اعتباری مواجه بوده اند.
دانش آموختگانی که بعد از انقلاب اسلامی جذب سازمان جنگلها و مراتع یا مراکز تحقیقاتی شده اند، غالبا از فارغ التحصیلان دانشکده های منابع طبیعی کشور بوده اند . بخشی از فارغ التصیلان در بدو ورود فاقد اطلاعات فنی مناسب برای دستگاههای اجرایی و تحقیقاتی هستند. بنابراین چند سالی طول خواهد کشید تا با نکات و مسایل درگیر که در دوره تحصیلات با آنها مواجه نشده اند، ارتباط برقرار نمایند.
بخش تحقیقات، همانند اجرا و آموزش با انتصاب مدیران غیر تخصصی مواجه بوده است. یا به دلیل بلند مدت بودن دوره زمانی طرحهای تحقیقاتی، نتایج زمانی انتشار یافته، که در بخش اجرا فعالیتها، از قبل آغاز گردیده است. در واقع بخش اجرا بدون مطالعه و تحقیق حرکت و طبیعتا دچار آزمون و خطاهای مکررشده است؟ تعداد محققین به تناسب گستردگی مناطق رویشی اندک و اعتبارات بصورت قطره چکان به طرحها رسیده است. روابط فی مابین اجرا، آموزش و تحقیقات بجز روابط فردی اندک و محدود بوده است.
واقعیت این است که در شرایط دهه های گذشته، بخش های اجرا، تحقیقات و دانشگاه گرفتار روزمرگی، کمبودها، ضعف ها و خطاهای فراوانی شده اند. چون در دولتهایی که فضای حاکم برآنها سیاسی است، در همه آنها رابطه بر ضابطه ارجحیت داشته است. طبیعی است که در چنین فضایی با اینگونه مشکلات، همواره نارساییها و پیچیدگیها بیشتر از قبل میگردد.
آن وقت توقع از یک روستایی و جنگلنشین بیسواد، با دستان پینه بسته، با زندگی در روستاهایی بدون کمترین امکانات زندگی، آنهم در مناطق کوهستانی و صعب العبور، شدیدا وابسته و پیوسته به منابع حاشیه روستایش توقع داریم،منابع طبیعی کشوررا تخریب ننماید ؟
 گسسته شدن زنجیره های غذایی :
با نگاهی به هرمهای اکولوژیک یا زنجیره های غذایی، به راحتی می توان درک کرد که پایه هرمها ی اکولوژیک نخستین سطح و یا گسترده ترین قاعده هرم از تولیدکنندگان اولیه یا گیاهان شکل گرفته و بقیه سطوح مصرف کنندگان برپایه آن استوار هستند. متاسفانه پایه این هرم کم کم به سمت عدم بازدهی ، گسسته شدن و تحلیل رفتن حرکت می نمایند .
ارزشهای اجتماعی و اقتصادی مناطق جنگلی زاگرس :
جنگلهای زاگرس از شمال غربی کشور آغاز و تا بخش هایی از استان فارس ادامه دارد. این سلسله جبال در طول تاریخ پر نشیب و فراز خود، شاهد آثار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ارزشمندی برای کشور بوده است. زیرا 20% خاك كشور،10 استان با جمعيتي بالغ بر 20 ميليون نفر، باغناي گونه اي آن بين 2000 تا 2500 گونه که بالغ بر 190گونه درختي و درختچه اي با غالبيت جنس بلوط درمنطقه وجود دارد. متاسفانه سطح اين جنگلها به یک دوم، چند دهه قبل رسیده است. از طرفی به جز کاهش کمی ، جنگلها با كاهش كيفي فراوانی به ويژه زيست توده(Biomas ) آنها از 125 تن در هكتاردر گذشته به 8 تن در حال حاضر رسيده است.
از طرفی زاگرس قلمرو اقوامي چون كردها، لرها، بختياريها و قشقاييها با دامداري باز و سنتي كم بازده و فراوان و ساختار اقتصادي كاملا وابسته به عرصه هاي جنگلي و چراي زود رس و دير رس قرار دارد و متاسفا نه، فزوني بيش از حد جمعيت انساني و دامي بيش از حد(درحدود 50 درصد دام كشور) در شرايط حادي قرار دارند .
 مهمترين رودخانه هاي كشور همراه با 30 درصد كل نزولات، 40 درصد آبهاي جاري دراين منطقه قرار گرفته ودارای بيش از 50 سد ساخته شده و بیشتراز آن در دست احداث هستند، و ادامه این روند خود موجبات بروز مشکلات دیگری خواهند شد.
جاذبه های توریستی زاگرس:
سلسله جبال زاگرس با مناطق کوهستانی وجنگلهای سرسبز و سترک بلوط با دره های پرآب، تالابها و دریاچه های زیبا، آبشارها، پناهگاهها، پوشش های جنگلی متنوع، آثارباستانی، موزه های مردم شناسی،..... دارای مناطق گردشگری و جاذبه های توریستی متنوع و فراوانی است. اما متاسفانه چندان به صنعت اکوتوریسم در کشور و منطقه زاگرس توجه نشده است. در حالیکه می توان با برنامه های متنوع ، ایجاد زیر ساختهای لازم در ابعاد فرهنگی و اجتماعی آن، زمینه های لازم، برای بالا بردن درآمد ساکنان را به میزان قابل توجهی ارتقا داد. اقدامی که دیر یا زود برای آن، باید راهکارهای جدیدی تدارک دید.زیرا منابع موجود کشور رو به تحلیل میروند و آمار بیکاران بیش از پیش افزایش می یابند.
به عنوان نمونه می توان به شهر تجاری بانه با بازدید کنندگان فراوانش با جاذبه های توریستی متنوع یا مریوان با دریاچه آب شیرین و مناظر کوهستانی و جنگلی سرسبز حاشیه دریاچه اش در استان کردستان، یا در استانهای کرمانشاه تا فارس با صدها و بلکه هزاران جاذبه گردشگری مختلف و متنوع می تواند، زمینه برای جلب توریسم را در ابعادی قابل توجه فراهم نمایند.
عدم تنویر افکار عمومی در ارتباط با جایگاه منابع طبیعی:
اکثریت قریب به اتفاق مردم، سازمانها، نهادها، وزارتخانه ها، قضات و مسئولین منابع طبیعی را خدادادی قلمداد کرده اند و با همین دیدگاه، همانند جنگل نشینان و روستاییان وابسته به جنگلها و مراتع، تخریب منابع طبیعی را به دلایل عدم آگاهی امری عادی و معمولی تلقی کرده اند. با این دیدگاه، کار حفاظت از منابع طبیعی در کشوری مانند ایران واقعا سخت و طاقت فرساست.
در حالیکه بالاترین قوانین اجتماعی و همزیستی و حتی اکثریت قریب به اتفاق تکنولوژیهای برتر امروزی را غالب دانشمندان از طبیعت الهام میگیرند. اما در جهان سوم معمولا جنگل را فاقد قانون و مقررات میدانند، و گاهی مثال بی قانونیها را با نام قانون جنگل ازآن نام می برند. در حالیکه، غالب بی قانونیها از طرف انسانها سرچشمه میگیرد.
بنابراین عدم تبلیغات کامل و کافی در باره ارزش و اهمیت جایگاه منابع طبیعی و ارزش و اهمیت اقتصادی و اجتماعی آن غالبا در حد روز و یا هفته منابع طبیعی محدود شده است .با جرئت می توان گفت که غالب مسئولین هنوز به ارزشهای تقویم شده منابع طبیعی کشور آگاهی ندارند.
نقش سازمانهای مردم نهاد یا ان جی اوها در زاگرس:
یکی از دیگر از مشکلات جنگلهای زاگرس در چند سال اخیر همراه با ریزش ریزگردها به داخل کشور مانند غرب و جنوب غربی کشور که خود حیات جنگلها را به مخاطره انداخته، می توان به آتش سوزیهای فراوان در اقصی نقاط زاگرس به ویژه در استانهای کردستان، کرمانشاه، ایلام، لرستان..... اشاره کرد .آمارهای موجود سازمانهای مردم نهاد در سالجاری نشان داده که فقط در دو شهر بانه ( 146مورد ) و مریوان ( 175مورد)از استان کردستان 321 مورد آتش سوزی اتفاق افتاده است. این تعداد آتش سوزی در طی سه ماه از فصل گرما، فوق العاده زیاد است.
در تمامی مراحل اطفا حریق آتش سوزیها اعضای سازمانهای مردم نهاد این دو شهرستان با دستان خالی و فقط به خاطر احساس مسئولیت در قبال محیط زیستی که در آن آرمیده اند، اولین و آخرین گروههایی بوده اند که در تمام ساعات شبانه روز در طی چند ماهه سالجاری کوشیده اند، نگذارند بیش از این سایه شوم، دودهای سیاه ناشی از سوختن شاخ و برگ درختان را، که طبیعیت برای فراهم آوری هر کدامشان چند قرن تلاش بی وقفه زحمت کشیده، در یک چشم بهم زدن بخشی از درختان و پوشش های گیاهی کف جنگلها و مواد آلی جمع آوری شده در پناه درختان، همراه با حیات وحش، تاسیسات و امکانات مجاور روستا ها و یا به خطر افتادن جان انسانها، آلوده کردن هوا و اثار و تبعات ناشی از آن ... به خاکستر تبدیل شوند.
متاسفانه در چنین شرایط های بحرانی، هیچگونه تجهیزات و امکانات لازم یا حتی افراد آموزش دیده، برای اطفا حریق در ادارات منابع طبیعی آن دو شهرستان پیش بینی نشده است؟ یا اگر وجود داشته در اختیار این نهادها قرار داده نشده است. در حالیکه در سالهای گذشته اینگونه آتش سوزیها وجود داشته و آمارهای موجود گروه چیای مریوان از 170 تا 280 مورد آتش سوزی را در چند سال گذشته در کارنامه خود دارد. متاسفانه با وجود اینگونه آمارها آتش سوزیها، باز جایگاهی را در برنامه ریزی استانی و حتی ملی پیدا نکرده است؟ ندیدن این بحرانها در شرایط فعلی با وجود سازمانهای مردم نهاد از اشتباهات مکرر دستگاههای اجرایی ذیربط می باشد.
نتیجه گیری :
افلاطون در کتاب جمهوریت :
 مدیریت سیاسی و حقوقی را عامل پیشرفت، اصلاح، انحطاط و فساد جوامع می داندو در این زمینه جمله زبیایی دارند.
 "تا حاکمان حکیم و حکیمان حاکم نگردند جامعه روی سعادت را نخواهد دید."
کسی تا حالا، نتوانسته با قاطعیت اعلام نماید که طرح های ارائه شده، کامل و بدون عیب و نقض هستند. بلکه روند سیر تحولات مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دایما همانند امواج دریاها و اقیانوسها در حال بالا رفتن و پایین آمدن قرار دارند. هنر مدیران و برنامه ریزان آن است . که چگونه آنرا به سلامتی به ساحل برسانند. متاسفانه در غالب کشورهای جهان سوم سیاستها و مصلحت اندیشی ها ی نا بجا، کمی اعتبارات و فقدان یا بی نوجهی به نیروهای متخصص و متبحر.... جلوی بعضی از واقعیت ها را میگیرند. یا زمینه برای ارائه تزها، آنتی تزها و سنتزها را محدود می سازند.
در حالیکه برای پویایی و به نتیجه رساندن هر طرحی در مقاطع 5 یا 10 ساله سنتزها باید برمبنای تزها همواره تحلیل تا نهایتا راهکارهای ارائه شده با اطمینان، به بیش از 70 درصد به اهداف پیش بینی شده، برسند. متاسفانه تعدادی که ارائه دهنده گان الگوها بودند، هم در بدنه سازمان نفوذ داشتند، هم از تهیه کنندگان کتابچه طرحها در شرکتهای مشاوره ای و هم جزو تصویب کنندگان طرحهای اجرایی در سازمان بوده اند.
1-    تمام آنچه رخ داده ناشی از نداشتن استراتژی مناسب توسط مدیران وبرنامه ریزان در مقاطع زمانی مختلف بوده است. مدیران همواره پروژه های اعتبار آور و مالی مناسب را در همه دورانها انتخاب کرده اند، به این امید که سرمایه کافی بهترین امکان است؟ غافل از اینکه چون به معنای کلیدی استراتژی و انتخاب اصلح را خوب دریافت نکرده اند، فرع را ( طرحها و پروژه های اعتبارآور ...) براصل ( حفاظت از منابع) ترجیج داده اند. درواقع استراتژی هنر انتخاب کردن و کنار گذاشتن است. هنر تشخیص اینکه با توجه به جمیع جهات، چشم را بر روی کدام طرحها و پروژه ها باید بست و از منافع آنی و زود گذر آن گذشت، در مقابل برای خدمت بیشتربه حفاظت منابع طبیعی ( جنگل، مرتع...) به سمت کدام پروژه ها و طرحها، متمایل شد. در واقع منافع آنی بیشتر از منافع بلند مدت مدنظر بوده است. این هنر استراتژیست ها است . چون دستیابی همزمان به همه طرحها و پروژه های قابل توجه به لحاظ اعتبارات فراوان و توان اجرایی فوق العاده نیروهای تخصصی و تجهیزات و امکانات، ممکن است، امکان پذیر نباشد .بنابراین مدیران در رده های ستادی سازمان در طی چند دهه گذشته تا حدودی به خطا رفته اند و هیچکدام در جهت اصلاح گام بر نداشته اند.
2-    مشکل بعدی مصلحت اندیشی مدیران ستادی در مقابل خواسته های نابجا و غیر اصولی رده های بالادست است. به نظر میرسد وجود چنین تشکیلاتی با انتصابهای نابجا، همواره با این نوع مصلحت اندیشی ها مواجه خواهد بود.
3-    روند سیر نزولی منابع طبیعی همچنان ادامه خواهد داشت . بنابراین سازمان جنگلها باید بدنبال روشهای اجرایی مناسب تر از گذشته، باید باشد.
4-    سازمان جنگلها باید درهر مقطع 5 یا 10 ساله تحلیلی بر عملکرد طرحها و برنامه ها را اجرا شده را ارائه نماید.تا بهتر بتواند به نقاط ضعف و قوت سازمان تسلط داشته باشد.
5-    بر طبق اخبار انتشار یافته در رسانه های جهانی و ادامه خشکسالیها در ایران و خاورمیانه...، مشکلات با شدت بیشترادامه خواهند داشت .لذا دولتمردان، حداقل آنرا به عنوان هشداری جدی بپذیرند . تا از هم اکنون با کمک گرفتن از اندیشمندان داخل و خارج راههای برون رفت از این بحران را به حداقل برسانند.
6-    دو سازمان جنگلها و مراتع و محیط زیست با هم تشکیلاتی کاراتر و قوی تر از گذشته در نهاد ریاست جمهوری پی ریزی نمایند.
7-    تمامی تشکیلاتها در بخش های مختلف اجرایی که در گیر با ساختارهای اجتماعی و اقتصادی روستاها هستند، این بار باید منسجم تر از گذشته، به اصلاحات اساسی و مبارزه با بیکاری آشکار و نهانی که همواره به عنوان یک عامل بازدارنده، سد راه برنامه های حفاظت و احیای منابع طبیعی کشور بوده اقدام نمایند، تا با تغییرات کلی ، بتوان بافت سنتی موجود را ارتقا و آثار سو ناشی از پیامدها را به حداقل رساند.
کلام آخر اینکه : مملکت یا سازمان جنگلها و مراتع یا..... یعنی:
 برایند من و تو، یعنی بروز و ظهور خلاقیت من و تو، این مهم جز با پویایی و بهره مندی از دانش و تکنولوژی روز، آنهم با ساماندهی مدیریت ها و به روز رسانی اطلاعات و بی تفاوت نبودن .....حاصل نخواهد شد.
پیشنهادات :
1-    ساماندهی تشکیلاتی منسجم و کارا مانند سازمان منابع طبیعی و محیط زیست وابسته به نهاد ریاست جمهوری یا تشکیلاتی گسترده تر که پوشش های گیاهی، حیات وحش و منابع آب و خاک کشور را پوشش دهد.
2-    ادامه شیوه مدیریت فعلی سازمان جنگلها و مراتع کشور، برای جنگلهای خارج از شمال کشوربه یک سبک برای همه مناطق رویشی غیرممکن است .
3-     مشارکت دادن نمایندگان سازمانهای مردم نهاد به عنوان یک پل ارتباطی مستحکم بین بهره وران و سیستم اجرایی در رده های مختلف مدیریت (از کلان تا خرد) .
4-    پیشنهاد اولیه، می تواند بصورت پایلوت در چند استان زاگرسی ( شمالی، میانی و جنوبی ) کشور بصورت آزمایشی در یک برنامه میان مدت به اجرا درآید.
5-    نظارت بر حسن اجرای طرحها در زمینه های حفاظت، احیا و توسعه توسط کارشناسان سازمان برنامه و بودجه با همکاری مراکز تحقیقاتی و آموزشی کشور در ابعاد برون سازمانی آن، و کارشناسان دفاتر ستادی سازمان جنگلها با سازمانهای مردم نهاد، یا با همکاری شوراهای اسلامی روستا ها در ابعاد درون سازمانی، باشند.
6-    آموزش اولیه جوامع محلی یا بهره وران یا اجرا کنندگان طرحها توسط سازمان جنگلها و سازمانهای مردم نهاد بر اساس نیازها در مقاطع زمانی مختلف دنبال گردد.
7-تهیه طرحها در قالب سامانهای عرفی ( جوامع محلی ) و یا واحدهای عرفی به صورت ساده تر تهیه و بشکلی قانونی با تعهدات پیش بینی شده برای یک دوره میان مدت 5 ساله، اجرا گردند.
8-هزینه های اجرای طرح بر مبنای نرمهای موجود دستگاه اجرا برای مراحل مختلف اجرا، حفاظت و اجرای تیمارهای لازم در زمانهای مختلف، تولید نهال، احیا و جنگلکاری.... بصورت دقیق مشخص و جهت اجرای کامل، هزینه ها به مجریان سامانهای عرفی یا نمایندگان آنها پرداخت گردد.
9-    از انجایی که در غالب مناطق جنگلهای زاگرس دامداری به همان شیوه سنتی دههای قرون گذشته ادامه یافته و مدیریت های دولتی حاکم از بعد از ملی شدن جنگلها نتوانسته اند، جایگزینی برای مدیریت های فردی بهر ه وران در مناطق جنگلی و مرتعی ساماندهی نمایند . یا بعد از ملی شدن جنگلها و مراتع ، بهره وران همچنان به بهره برداری بی رویه خود ادامه داده و خواهند داد و منابع طبیعی کشور به عنوان حافظان این منابع نتوانسته کارایی مناسبی داشته باشند، پیشنهاد میشود، دستگاههای ذیربط با امور دام، سیستم دامداری باز و لجام گسیخته فعلی را به دامداریهای نیمه صنعتی و صنعتی تغییر یابند.
11-    برای اقشاری از اهالی روستا که فاقد زمین و جنگل هستند و به اصطلاح خوش نشین هستند از طریق جذب در صنایع دستی و ایجاد کارگاههای نیمه صنعتی تا صنعتی فراهم گردد.
12-    منابع آبی سامانهای عرفی ، بر اساس شیوه های نو بازسازی وساماندهی گردند تا توان لازم برای تامین نیازهای اولیه سامانهای عرفی بیش از پیش فراهم گردد.
14-    اطفا حریق که در جند ساله اخیر روندی رو به رشد داشته در قالب طرحهای از پیش طراحی شده با تجهیزات و امکانات لازم در هر بخش و شهرستان تحت نظارت ستاد بحران شهرستان و با مدیریت سازمانهای مردم نهاد و شوراهای اسلامی هر روستا از طریق آموزش های اولیه و بیمه افراد اطفا حریق و پرداخت هزینه های لازم شامل حمل و نقل افراد، پرداخت دستمزد افراد شرکت کننده .......پیش بینی تا در زمان اجرا با مشکلی مواجه نگردند. - عملکرد سازمانهای مردم نهاد در اطفا حریق های چند ساله اخیر در عرصه های منابع طبیعی کشور به ویژه در مناطق جنگلی زاگرس چه از دیدگاه ستاد بحران شهرستانها، مدیریتهای منابع طبیعی استانها و شهرستانها، جنگلنشینان و احاد ساکنان شهرستانها و حتی رساله های محلی و منطقه ای انهم با دستان خالی، ولی بامهر و محبتی صادقانه و مخلصانه بر کسی پوشیده نیست .
15-        خوشبختانه در نظام جمهوری اسلامی ایران، شوراهای اسلامی روستاها و از طرفی سازمانهای مردم نهاد شکل گرفته اند. بنابراین سازمان جنگلها می تواند با مدیریتی بهینه و غیر متمرکز اهداف سازمانی خود را با توجه به دو نهاد نامبرده شده به همراهی و همکاری مدیریت های میانی (ادارات کل مراکز استانها) وخردیا پایینی ( جنگلداریهای شهرستانها) پیاده نماید. بدین ترتیب مدیریت یکطرفه دهه های قبل از انقلاب و بعد از انقلاب به مدیریتی چند لایه و کارا و مردمی مبدل خواهد شد.
16- اگر اجرای طرحها در پایلوتهای     مورد نظر با بیش از 50 درصد موفقیت همراه باشد. سازمان می تواند در ستاد، مراکز استانها و شهرستانها از نمایندگان سازمانهای مردم نهاد یا شوراهای اسلامی نمایندگانی را به عنوان مشاوره و تبادل نظر در رابطه با اهداف سازمان مستقر، تا همفکریها و تبادل نظرها بشکل مناسب به جوامع محلی انتقال یابند.
ضمننا هر گونه نقد وانتقاد سازنده و بازبینی دیدگاهها در مقاطع زمانی، می تواند راهگشا تا خطاهای گذشته دوباره تکرار نشوند واگر امروز ما شاهد بخشی از جنگلها و مراتع در مناطق رویشی مختلف کشور هستیم ناشی از تلاش بی وقفه کارکنان زحمتکش سازمان جنگلها و مراتع کشوربوده است.   

 


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Orange Colour Red Colour Blue Colour Green Colour